مايكل جكسون بر اثر عارضهي قلبي به رحمت ايزدي پيوست. خوب حالا من ِ نوعي چه كار كنم؟! درست است كه جكسون (رحمة الله عليه) در زمينهي موسيقي پديدهاي بس شگرف و جريانساز بوده، هست و خواهد بود، امّا اين دليل نميشود كه از او خوشم بيايد. جكسون براي من تقريباً چيزي بود مثل پديدهي فوتبال. هر دو پرطرفدار هستند، هر دو شلوغ و پرهيجاناند و هر دو حواشي بسياري دارند. البتّه الآن فقط يكيشان، فوتبال، حواشي را دارد. امّا اين دو پديده براي من از يك نظر ديگر هم مشابهاند. من علاقهاي به هيچكدامشان نداشته و ندارم. عليرغم تمام اين مسايل وقتي شنيدم مايكل جكسون به لقاءالله پيوست كمي متأسّف شدم. چون با اينكه از او خوشم نميآيد، نميتوانم تأثيرش را بر موسيقي منكر شوم. تنها آثاري كه مرگ جكسون بر من گزاشتند يكي همين تأسف اندك است و ديگري دعا!

حالا اينكه مرگ شخصي مثل مايكل جكسون (رحمة الله عليه) ميتواند چه ارتباطي با دعا داشته باشد، شايد ابتدا پيچيده به نظر برسد، امّا چندان سخت نيست. وقتي خبردار شدم كه او به ديدار معبود شتافته است، اوّل همان حسّ تأسف سراغم آمد كه البتّه ناپايدار بود. اندكي پس از آن دست به دعا برداشتم. چرا؟ دليل ساده است. وقتي هنرمندي كه دوستش نداريد ميميرد، شما بلافاصله به ياد هنرمند محبوب خودتان ميافتيد. از اين نظر بود كه با شنيدن خبر رفتن جكسون به ديار باقي، از خداوندگار جهان آفرين طول عمر حضرات عظام مارتين اسكورسيزي (حفظه الله) و لئونارد كوهن (حفظه الله) را مسئلت كردم و اميدوارم خدا اين دعاي من را مستجاب فرمايد. آمين!

اين هم از قضيهي دعا كه روشن شد. باقي است همان باقي قضايا كه البتّه چندان زياد هم نيست. يكي دو نكتهي جزئي (البتّه به ظاهر جزئي) است كه ميگويم و شماي خواننده را به خير و سلامت و ما را به سلامت و خير. اوّل اينكه چندي است در حال مطالعهي مجموعه كتب «نارنيا» هستم. فعلاً اگر بخواهم در يك كلمه توصيفش كنم ميتوانم بيبرو و برگرد بگويم فوقالعاده، امّا هنوز حدود چهارصد صفحه از كلّ هزار و سيصد و پنجاه صفحهي مجموعهي هفت جلدي باقي است. پس نميشود نظر قطعي داد. هر چند تقريباً مطمئنم پس از اتمام كتابها روي اين نظرم استوارتر شوم تا اينكه تغييرش دهم. اين مورد اوّل بود. و امّا مورد دوم.

از اينجا به بعدش طرف خطابم شخص بهخصوصي است، كساني كه تمايلي به خواندن ندارند، نخوانند!
بله، ميگفتم، و امّا مورد دوم. آخر اخوي گرام، عزيز ِ دل من، خدا را خوش ميآيد اينطور برادرت را بيخبر بگزاري؟! بالاغيرتاً خبري از خودت به ما بده و از نگراني درمان بياور. باور كن آنقدر از تو بيخبرم و آنقدر «تلفن همراه مشترك مورد نظر خاموش ميباشد» شنيدهام، كه Online بودن ID يات برايم دلگرم كننده است. ما كه از تو خبر نداريم، ولي اميدوارم هرجا كه هستي، شاد و خوش و سلامت باشي. اگر هم وقت كردي زنگي به اين داداش كوچك خودت بزن و از نگرانياش در بيار!
زنده باشي داداش من...
